بوسيدن ضريح - خاک بر سر وهابي ها

بر آل سعود و آل خليفه و همه وهابي ها و ناصبي ها و انگليس خبيث لعنت
اللهم صلي علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم

  بوسيدن ضريح

خدا رحمت كند علامه سيّد شرف الدّين جبل عاملى ، صاحب كتاب المراجعات را، ايشان يك بار به

مكه مشرف مى شوند. پادشاه عربستان هر ساله در ايّام حج ، يك ميهمانى با شكوه با حضور

علماى تمامى مذاهب برگزار مى كرد. در آن سال ، ايشان هم به عنوان عالم بزرگ شيعى ، به آن

مجلس دعوت مى شود. علامه هنگامى كه وارد مجلس مى شود، قرآنى را به شاه عربستان

هديه مى كند، شاه نيز قرآن را مى گيرد و مى بوسد.

علامه سيد شرف الدين بلافاصله به او مى گويد: تو چرم پرست هستى و مشركى ! پادشاه با

تعجب مى پرسد براى چه ؟ علامه جواب مى دهد: براى اينكه جلد اين قرآن را كه چرم است

بوسيدى ! پادشاه مى گويد: من به خاطر چرم نبوسيدم ، كفش هاى من هم چرمى است ، ولى

آن را نمى بوسم ! من چرمى را كه جلد قرآن است مى بوسم .

سيّد شرف الدّين جواب مى دهد: ما هم هر آهنى را نمى بوسيم . آهنى را كه ضريح پيامبر است

مى بوسيم ، ولى شما به ما مى گوييد: مشرك ! پادشاه اندكى تاءمّل كرده و مى گويد: شما

درست مى گوييد!

روزى در مسجد النّبى خواستم ضريح پيامبر را ببوسم . يكى از وهّابى ها گفت : ((هذا حديد))

اين آهن است وهيچ فايده اى براى تو ندارد. به او گفتم : پيراهن حضرت يوسف نيز پنبه بود، ولى

قرآن مى گويد: هنگامى كه اين پيراهن را بر روى صورت يعقوب عليه السلام انداختند، او بينا

گرديد. (فارتدّبصيراً)

آرى آن پيراهن از پنبه بود، ولى چون با بدن يوسف عليه السلام تماس پيدا كرده بود، با ساير

پيراهن ها تفاوت پيدا كرده و توانست انسان نابينايى را بينا كند.

در بنى اسرائيل صندوق مقدّسى وجود داشت كه مورد احترام آنان بود. ماجراى اين صندوق بر مى

گردد به زمان تولّد حضرت موسى عليه السلام .

هنگامى كه آن حضرت به دنيا آمد، مادرش از ترس ماءموران و خبرچينان فرعون و با الهامى كه از

طرف پروردگار دريافت كرد، كودك خود را در اين صندوق نهاد و در رود خروشان نيل رها كرد. اين

صندوق بعدها مورد احترام و تقديس بنى اسرائيل واقع شد و در هر حركت مهمّى ، اين صندوق ،

همانند پرچم در جلو جمعيّت بنى اسرائيل به حركت در مى آمد.

در اين صندوق مقدّس يادگارهايى از حضرت موسى عليه السلام و خاندان او قرار داشت . در يكى

از جنگ ها اين صندوق به تصرّف دشمنان درآمد و دست بنى اسرائيل از آن كوتاه شد. اين اتّفاق ،

آثار بسيار سوء روانى در ميان بنى اسرائيل بجاى گذاشت . پس ‍ از مدّت ها و در جريان فرماندهى

طالوت ، خداوند بازگشت آن را به بنى اسرائيل نويد داد. قرآن در اين ارتباط مى فرمايد: نشانه

فرماندهى او بر شما بازگشت صندوق معهود است ، كه در آن آرامشى است از طرف پروردگار

شما و يادگارهاى بجا مانده از دودمان حضرت موسى .

خوب ، اگر صندوقى كه يادگارهايى از پيامبر خدا، حضرت موسى عليه السلام و خاندان او در آن

قرار دارد، مايه آرامش است ، آيا صندوقى كه در آن يادگارى از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله

باشد، مايه آرامش نيست ؟

به همين دليل ، هر جا فرزندى از فرزندان پيامبر مدفون باشد، قبر و ضريح او، مايه آرامش است و

ما آن را مى بوسيم و افتخار هم مى كنيم .

کلمات کليدي : ضريح،بوسيدن ضريح،ضريح امام رضا،ضريح امام حسين،ضريح امام علي،ضريح کاظمين،ضريح سامرا،ضريح جديد امام حسين،بر وهابيت لعنت،وهابيت،وهابي،وهابيون،آل خليفه،آل سعود،مدينه منوره،مکه مکرمه،مکه،مدينه،المراجعات،بحث با وهابيت