حديث غدير بيان‏گر امامت اميرالمؤمنين‏ علی علیه السلام

اللهم صلي علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم
حديث غدير بيان‏گر امامت اميرالمؤمنين‏ علی علیه السلام
مى‏خواهيم چگونگى دلالت اين حديث شريف را بر باور شيعه كه امامت اميرالمؤمنين‏ عليه السلام‏ است بررسى كنيم.
خلاصه استدلال بر امامت اميرالمؤمنين‏ عليه السلام‏ اين گونه است:
رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله‏ در واقعه غدير ابتدا با اشاره به آيه كريمه: «النَّبِيُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِيْنَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ»؛ «1» «پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان اولى و سزاوارتر است» از حاضران اقرار گرفت كه آن بزرگوار نسبت به مؤمنان از خودشان اوْلى‏ و سزاوارتر است.
آن چه از اين آيه كريمه استفاده مى‏شود اين است كه در تمام امورى كه مردم از طرف شارع نسبت به آن امور ولايت وحقّ تصرف دارند، پيامبر نسبت به مردم در آن امور، اولى‏ و سزاوارتر است؛ از اين رو آن حضرت نيز از مردم بر همين معنا اقرار گرفت، آن گاه از اين اقرار نتيجه گرفت و فرمود:
فمن كنت مولاه فعلي مولاه؛
پس هر كه من مولا و سرپرست او هستم، على مولا و سرپرست اوست.
در متن ديگرى آمده است كه فرمود:
فمن كنت وليّه فعليّ وليّه؛
پس هر كه من ولى و سرپرست او هستم، على ولى و سرپرست اوست.
در متنى ديگر نيز آمده است كه فرمود:
فمن كنت أميره فعليّ أميره؛
پس هر كه من امير او هستم، على امير اوست.
بنا بر اين رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله‏ اولويّتى را كه بر مردم به حكم قرآن داشت، همان اولويت را براى اميرالمؤمنين‏ عليه السلام‏ نيز ثابت فرمود.
آن گاه همه مردم با اميرالمؤمنين‏ عليه السلام‏ به فرمان رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله‏ بر همين امر بيعت كردند و بر آن حضرت با لقب «اميرالمؤمنين» سلام دادند و به او تهنيت گفتند و اشعارى نيز در اين زمينه از شاعران مشهور آن زمان در همان مجمع سروده شد.
بايد دانست كه محور استدلال به «حديث غدير» واژه «مَوْلى‏» است و اين واژه در زبان عرب به معناى «اوْلى‏» استعمال شده است كه هم در قرآن كريم به كار رفته است، آن جا كه مى‏فرمايد:
«فَالْيَوْمَ لايُؤْخَذُ مِنْكُمْ فِدْيَةٌ وَلا مِنَ الَّذينَ كَفَرُوا مَأْواكُمُ النَّارُ هِيَ‏ مَوْلاكُمْ وَبِئْسَ الْمَصيرُ»؛ «2»
پس امروز نه از شما فديه‏اى پذيرفته مى‏شود و نه از كفرورزان؛ جايگاهتان آتش است و همان شايسته شماست و چه بد سرانجامى است.
و هم در احاديث معتبر رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله‏، به خصوص در صحيح بُخارى و صحيح مسلم و در اشعار و كاربردهاى ادبى زبان عربى فصيح آمده است.
اكنون با در نظر گرفتن اين شواهد، استدلال به «حديث غدير» بر اساس قرآن كريم، احاديث رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله‏ و كاربردهاى ادبى زبان عربى فصيح تمام خواهد بود.
بنا بر مقتضاى «حديث غدير»، امير مؤمنان على‏ عليه السلام‏ نسبت به هر مؤمنى- جز رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله‏- از خود مؤمن اولى و شايسته‏تر است؛ چه ايمان آن مؤمن واقعى باشد يا ادّعايى و چه او از بزرگان صحابه و رؤساى قبايل عرب باشد و يا از ديگر مردم.
ناگفته نماند كه در مقابل اين استدلال، ديدگاه علمى مخالفان را نيز بايد در نظر گرفت كه ما اين مطلب را در بخش سوم بررسى خواهيم كرد.‏
براى «حديث غدير» ريشه‏هايى اساسى در قرآن كريم، روايات قطعىّ الصدور از رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله‏- كه مورد اعتراف فريقين است- و اخبار و آثار وجود دارد.
مناظرات و احتجاجات بسيارى به «حديث غدير» از جانب امير مؤمنان على‏ عليه السلام‏، پاره تن رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله‏ فاطمه زهراء، ائمّه اطهار عليهم السلام‏، بزرگان صحابه و دانشمندان صورت گرفته است.
هم چنين «حديث غدير» را شعراى بزرگ صحابه و حتى شعراى قرون مختلف سروده و در اشعارشان آورده‏اند.
آرى، حديث غدير داراى جايگاه قابل توجّهى است و از چنين اصول و ريشه‏هايى مستحكم و غير قابل ترديد برخوردار است. ما اگر بخواهيم عنان قلم را در اين نوشتار رها سازيم، نيازمند مجالى بسيار وسيع‏تر از اين نوشتار است؛ چرا كه مناظره‏هايى كه درباره «حديث غدير» صورت گرفته، خود به تنهايى نيازمند نوشتارى جداگانه است.
به گونه‏اى كه مطالب گفتنى و شنيدنى پيرامون احتجاج حضرت صدّيقه طاهره، فاطمه زهرا عليها السلام‏ به «حديث غدير»، بيش از محتواى اين‏ نوشتار است. فاطمه زهرايى كه پاره تن رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله‏ است، و اين خصوصيّت موضوعى نيست كه به سادگى بتوان از آن چشم پوشيد و اهميّتش را ناديده گرفت.
رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله‏ در ضمن حديثى فرمود:
فاطمة بضعة منّي؛
فاطمه پاره تن من است.
اين حديث در كتاب‏هاى صحيح شش گانه و منابع معتبر ديگر اهل سنّت آمده است؛ حديثى كه در نزد آنان ثابت شده و معتبر است.
به خاطر همين سخن رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله‏، عدّه بسيارى از بزرگان اهل تسنّن تصريح كرده‏اند كه حضرت فاطمه زهراء عليها السلام‏ از همه افراد امّت حتّى ابوبكر و عمر برتر است؛ در حالى كه آنان مقام اميرالمؤمنين‏ عليه السلام‏ را بعد از عثمان بن عفّان، و عثمان را پس از شيخين مى‏دانند و افضليّت و برترى را بدان گونه كه خلافت صورت گرفته است مى‏پندارند.
البتّه اين مطلب ميان اهل تسنّن مشهور است؛ ولى عدّه‏اى از آنان به خاطر سخنى كه رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله‏ در فضيلت و برترى حضرت فاطمه زهرا عليها السلام‏ بيان فرموده، آن انسيّه حوراء را بر شيخين نيز برترى داده‏اند. مطالبى كه درباره اثبات سند، متن و دلالت «حديث غدير» مطرح شد، با چشم پوشى از شواهد بسيارى است كه در متن حديث غدير وجود دارد؛ شواهد بسيارى كه در روايات قطعى الصدور از رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله‏ آمده است كه از آن جمله مى‏توان به «حديث ولايت» اشاره كرد كه خود بحث مفصّل و مستقلى مى‏طلبد.
______________________________
(1) سوره احزاب: آيه 6.
(2). سوره حديد: آيه 15.
سایت جامع سربازان اسلام
حديث غدير از احاديثي هست که با تمرکز بر روي آن ميتوان همه مسلمانان را به اسلام حقيقي(تشيع) دعوت کرد

کلمات کليدي : غدير،غدير خم،حديث غدير،امامت،امامت اميرالمومنين،اميرالمومنين علي،امامت علي،الغدير،بيانگر امامت علي،دلايل امامت،دلايل امامت علي،اثبات امامت،اثبات امامت علي