خلاصه زندگينامه امام جعفر صادق عليه السلام

اللهم صلي علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم
خلاصه زندگينامه امام ششم حضرت صادق (ع )
ويژگيهاى زندگى امام صادق (ع )
جـعفر بن محمد، امام صادق (عليه السلام ) در ميان برادرانش  جانشين و وصىّ پدرش بود و بـعـد از پـدر، عـهـده دار مـقـام امـامـت گـرديـد. او از نـظـر فـضـايـل ، برترين آنان بود و در مقام و منزلت در نزد شيعه و سنّى از همه برادرانش ، بـرتـر و بـلنـدمـقـام تـر و نـامـدارتـر بـود. و بـه قـدرى از عـلوم او نـقـل كرده اند كه در همه جا پخش شده و از مسافر و غير مسافر از گفتار آن حضرت بهره مـنـد مـى شـدنـد و آن انـدازه كـه عـلمـا و دانـشـمـنـدان از او نـقـل حـديـث كـرده انـد، از هـيـچـكـس از افـراد خـانـدان آن حـضـرت ، آن انـدازه نـقـل نـكرده اند و راويان و اهل آثار، به قدرى كه از او بهره مند شده اند از ديگران بهره مـنـد نـشـده انـد، چـرا كـه دانـشـمـنـدان حديث شناسى كه نام راويان مورد اطمينان از علوم آن حضرت را برشمرده اند ـ با همه اختلاف در عقيده و گفتار ـ به ((چهار هزار نفر)) مى رسد و دلايل صدق امامت امام صادق (عليه السلام ) آنچنان آشكار است كه قلبها را حيران كرده و زبـان دشـمـن را از اشـكـال تـراشـى و خـرده گـيـرى لال نـمـوده اسـت . امـام صـادق (عـليـه السـلام ) بـه سـال 83 هـجـرت (17 ربـيـع الاوّل ) در مـديـنـه چـشـم بـه جـهـان گـشـود و در (25) مـاه شوّال ، سال 148 هجرى در سن 56 سالگى به شهادت رسيد.
قـبـر شريفش در قبرستان بقيع (واقع در مدينه ) در كنار قبر پدر و جدّ و عمويش امام حسن مجتبى (عليه السلام ) مى باشد. مادرش ((اُمّ فَروه )) نام داشت كه دختر قاسم بن محمّد بن ابوبكر است .
آن حضرت 34 سال امامت كرد، پدرش امام باقر (عليه السلام ) او را وصىّ خود قرار داد و به طور آشكار، به امامت او تصريح كرد.
دلايل امامت امام صادق (ع )
1 ـ ((ابـوالصَّباح كنانى )) مى گويد: روزى امام باقر (عليه السلام ) به پسرش امام صـادق (عـليـه السـلام ) نـگـاه كـرد و فرمود: آيا اين شخص  را مى نگريد؟ اين شخص از كسانى است كه خداوند در شاءن آنان فرموده است :
((وَنُرِيدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِى الاَْرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ)).
((اراده مـا بـر ايـن قـرار گـرفـتـه كـه بـه مـستضعفين نعمت بخشيم و آنان را پيشوايان و وارثين روى زمين قرار دهيم )).
2 ـ ((جابر بن يزيد جُعْفى )) مى گويد: از امام باقر (عليه السلام ) درباره امام صادق (عـليـه السـلام ) سـؤ ال شـد، فـرمـود:((سـوگـنـد بـه خـدا او قـيـام كـنـنـده آل محمّد (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) است )).
3 ـ ((عـلى بـن حـكـم )) از طـاهـر (يـكـى از يـاران امـام بـاقـر) نـقـل مـى كـنـد كه گفت :((من در حضور امام باقر (عليه السلام ) بودم ، جعفر (امام صادق ) بـه پـيـش آمـد، امـام بـاقـر (عـليـه السـلام ) فـرمـود:((هذا خَيْرُ الْبَرِيَّة ؛ اين شخص (از) برترين آفريدگان است )).
4 ـ در ((حـديـث لَوْح )) (كـه قـبلاً در شرح حال امام سجّاد و امام باقر (عليهماالسلام ) ذكر شد كه از طرف خداوند به پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) رسيده و توسّط جابر بـن عـبـداللّه انـصـارى بـه امـام بـاقـر (عـليـه السـلام ) نقل يافته )تصريح به امامت امام صادق (عليه السلام ) بعد از پدرش ،شده است .
5 ـ و هـمـچـنين دلايل عقلى (كه قبلاً ذكر شد) بيانگر صدق امامت آن حضرت است ؛ زيرا به حـكم عقل ، امام بايد برترين فرد امّت باشد و امام صادق (عليه السلام ) برترين فرد بـود؛ چـون بـرتـرى او درعـلم و زهـد و عـمل ، بر همه مردم و بر برادران و پسرعموهايش آشكار بود.
و نـيـز بـه حـكم عقل ، امامت براى كسى كه داراى مقام عصمت ، همچون عصمت پيامبران نيست ، بـاطـل و بـى اسـاس اسـت و هـمـچـنـيـن كـسـى كـه در عـلم و دانـش ، كامل نيست شايستگى مقام امامت را ندارد.
و پرواضح بود كه مدّعيان امامت در عصر آن حضرت ، نه داراى مقام عصمت بودند و نه به كـمـال عـلم در جـهـت ديـن رسـيـده بـودنـد و هـمـيـن مـطـلب دليـل انـحصار امامت به وجود امام صادق (عليه السلام ) مى باشد؛ زيرا در هر زمانى به وجود امام معصوم (رهبرى كه گناه و اشتباه نكند) نياز است ، طبق آنچه كه قبلاً ذكر شد.
6 ـ و نـيـز مـعـجـزاتـى كـه مطابق نقل راويان به وسيله امام صادق (عليه السلام ) بروز كـرده ، بـيـانگر صدق امامت او و حقّانيت اوست و حاكى از بطلان ادّعاى ديگر مدّعيان امامت مى باشد.
به عنوان نمونه
((ابـوبـصير)) مى گويد:((به مدينه رفتم و با كنيزك خود همبستر شدم ، سپس  از خانه بـيـرون آمـدم كـه بـه حـمـّام (بـراى غسل جنابت ) بروم ، عدّه اى از دوستان را ديدم كه به ديـدار امـام صـادق (عـليـه السـلام ) مـى رونـد، تـرسيدم كه آنان از من پيشى گيرند و من تـوفـيـق ديـدار آن حـضـرت را نـداشـتـه بـاشـم لذا بـا آنـان (در حـال جـنـابـت ) به راه افتادم تا به محضر امام صادق (عليه السلام ) رسيديم ، وقتى در برابرش قرار گرفتم ، نگاهى به من كرد و فرمود:
((اى ابـابـصـيـر! آيـا نمى دانى كه براى شخص جنب روا نيست به خانه هاى پيامبران يا به خانه هاى فرزندان پيامبران بروند؟!))
شرمگين شدم و عرض كردم :((اى فرزند رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) جمعى از دوسـتـان به محضر شما مى آمدند آنان را ملاقات كردم ديدم اگر با آنان به خدمت شما نيايم ، از ديدار شما محروم خواهم شد و ديگر هرگز چنين كارى نمى كنم ، سپس از محضر آن حضرت بيرون آمدم )).
و روايات بسيارى مانند روايت فوق نقل شده كه بيانگر معجزات و اخبار آن حضرت از غيب است كه ذكر آنها در اينجا به طول مى انجامد و در اينجا به همين مقدار اكتفا مى شود.
فرزندان امام صادق (ع )
امام صادق (عليه السلام ) داراى ده فرزند بود:
1 ـ اسماعيل .
2 ـ عبداللّه .
3 ـ اُمّ فروه (كه مادرشان فاطمه دختر حسين پسر امام سجّاد (عليه السلام ) بود).
4 ـ موسى (عليه السلام ) .
5 ـ اسحاق .
6 ـ محمّد.
7 ـ عباس .
8 ـ على .
9 و 10 ـ اسماء و فاطمه ـ كه از مادران مختلف بودند.
((اسـمـاعـيـل )) بـزرگـتـريـن فـرزنـد امام صادق (عليه السلام ) بود و امام صادق (عليه السلام ) بسيار او را دوست داشت و به او علاقه نشان مى داد.
گـروهـى از شـيـعـيـان ، گـمـان مـى كـردند كه امام بعد از حضرت صادق (عليه السلام ) اسـمـاعـيـل اسـت ؛ زيـرا سـنّ او از هـمـه برادرانش بيشتر بود و امام صادق (عليه السلام ) علاقه خاصى به او داشت و او را بسيار احترام مى كرد.
سرگذشت اسماعيل اوّلين پسر امام صادق (ع )
اسـمـاعـيل در زمان حيات امام صادق (عليه السلام ) در ((عُرَيْض )) (درّه اى در يك فرسخى مـديـنـه ) از دنيا رفت ، اصحاب امام او را به مدينه به حضور امام صادق (عليه السلام ) آوردند و جنازه او در قبرستان بقيع به خاك سپرده شد.
نـقـل شـده اسـت كـه امـام صـادق (عـليـه السـلام ) در مـرگ اسماعيل بسيار ناراحت و اندوهگين شد و دنبال جنازه او با پاى برهنه و بدون ((ردا)) حركت مـى كـرد و دستور داد چند بار تابوت او را به زمين گذاردند و سپس بلند كردند و مكرر روپـوش او را كـنـار مـى زد و بـه صـورت او نـگـاه مـى كـرد و با اين كار مى خواست به گـروهـى از اصـحـابش كه به امامت اسماعيل بعد از پدر معتقد بودند، بفهماند كه او مرده است و ديگر شبهه اى در مورد زنده بودن او بجاى نماند.
وقـتـى كـه اسـمـاعـيل از دنيا رفت ، آنان كه معتقد به امامت او بعد از پدرش بودند، از اين عـقـيده دست كشيدند، تعداد اندكى از اصحاب امام صادق (عليه السلام ) كه نه از اصحاب نزديك و نه از روايت كنندگان از جانب او بودند، بلكه از افراد دور و اطراف بودند، بر عقيده خود به امامت اسماعيل باقى ماندند!
بـعـد از شهادت امام صادق (عليه السلام ) گروهى از اصحاب او، به امامت امام موسى بن جـعـفـر (عـليـهـماالسلام ) بعد از پدرش ، اعتقاد داشتند و بر همين عقيده باقى ماندند. ولى افراد ديگر (فرقه اسماعيليه ) بر دو گروه تقسيم شدند:
الف : گـروهـى از عـقيده به زنده بودن اسماعيل دست برداشتند و به امامت پسر او ((محمّد بـن اسـمـاعـيـل )) مـعـتـقـد شـدنـد، بـر ايـن اسـاس كـه گـمـان كـردنـد، امـامـت حـق پـدر او (اسـمـاعـيـل ) بـود و فـرزنـد اسـمـاعـيـل سـزاوارتـر بـه مـقـام امـامـت اسـت تـا بـرادر اسماعيل .
ب : گـروه ديـگـر هـمـچـنـان مـعـتقدند كه اسماعيل زنده است و امام هفتم مى باشد، اين گروه اكـنـون بـسيار اندكند كه نمى توان كسى را به اين نام ، نشان داد و اين دو گروه را به عـنـوان ((اسـمـاعـيليّه )) مى نامند، ولى آنچه امروز از فرقه اسماعيليه معروف است ، همان گـروه اوّلنـدكـه مـى گـويـنـد:((امامت بعدازاسماعيل درميان فرزندان او تا روز قيامت ادامه دارد)).
سایت جامع سربازان اسلام

کلمات کليدي : امام صادق،امام جعفر بن محمد،امام جعفر بن محمد الصادق،امام ششم،مکتب جعفري،مذهب جعفري،امام جعفر صادق،زندگينامه امام جعفر صادق،زندگي نامه امام جعفر صادق،زندگي امام صادق،زندگي امام جعفر صادق،بقيع،آل سعود