عناوین اسلامی

   
   

امام زمان(عج) و ماجرای نجات حاج رضا هرندی

امام زمان(عج) و ماجرای نجات حاج رضا هرندی

امام زمان(عج) و ماجرای نجات حاج رضا هرندی

امام زمان(عج) و ماجرای نجات حاج رضا هرندی

خطیب فقید، جناب حاج آقا سیّد رضا هرندی از خطبای اصفهان بودند، و خلوص، صداقت، ساده زیستی و لحن شیرین ایشان در موعظه و تمثیل هنگام سخنرانی، در خاطر کسانی است که سال ها پای منبرشان حضور داشته اند. ایشان در دوازده بهمن 1360 رحلت کردند. در اوائل پیروزی انقلاب اسلامی، یک شب در روضه ای که به مناسبت دهه فاطمیّه(س) در منزل مرحوم والد ما برپا بود، بر فراز منبر جریان تشرف خویش را بیان کردند.

 

ایشان فرمودند: من در ایام جوانی که هنوز ازدواج نکرده بودم، در یکی از حجره های «مدرسة علمیّه جدّه کوچک» به سر می بردم. زمانی از من دعوت شد که در محله ای ده شب منبر بروم، البته به من گفتند: در همسایگی منزلی که قرار است منبر بروید، چند خانواده بهائی ـ خذلهم الله ـ سکونت دارند که باید مواظب آنها باشید و سخنی که موجب رنجش آنها بشود نزنید. خلاصه، ضمن قبول این دعوت، به فکرم افتاد که این ده شب را علیه بهائیت صحبت کنم. لذا در آن ده شب، دربارة پوچ بودن عقاید بهائیان داد سخن دادم و از اساس بطلان این فرقة ضالّه را آشکار و برملا ساختم.

 

بعد از پایان یافتن ده شب، یک مجلس مهمانی تشکیل شد و پس از صرف شام، ما عازم مدرسه شدیم. در راه بازگشت به مدرسه، به چند نفر برخورد کردم که خیلی از سخنرانی من تشکر و قدردانی کردند. یکی دست و صورت من را می بوسید و دیگری به عبای من تبرّک می جست و احترام فراوانی به من گذاشتند که آقا شما چشم ما را روشن کردید. بعد پرسیدند که کجا قصد دارید بروید؟ گفتم که، می خواهم به مدرسه بروم. آنها گفتند که، خواهش می کنیم امشب را به منزل ما تشریف بیاورید و مهمان ما باشید. من هم در مقابل آن همه لطف و احترامی که از آنها دیده بودم، به ناچار دعوت آنها را پذیرفتم و راهی منزل آنها شدم. مقداری راه آمدیم تا به در بزرگ و محکمی رسیدیم. در را باز کردند، و وارد شدیم. بعد، درب خانه را از داخل، از پایین، از وسط و از بالا بستند. وارد اتاق که شدیم درب اتاق را هم از داخل بستند. ناگهان با چند نفر مواجه شدم که با حالتی خشمگین دور اتاق نشسته اند و هیچ توجهی به ورود من نشان ندادند و حتی سلام من را هم پاسخ نگفتند. من پیش خودم فکر کردم شاید بینشان نزاعی وجود دارد. ولی وقتی نشستم یکی از آنها با حالت توهین آمیز و با صدای بلند به من خطاب کرد که، «سیّد این مزخرفات چیست که بالای منبر می گویی؟ وشروع به تهدید کرد. من که انتظار چنین سخنانی را نداشتم، به یکی از آنها که مرا به آنجا برده بود، رو کردم و گفتم: چرا این آقا این گونه حرف می زند؟ دیدم آنها هم سخنان او را تأیید کردند، و شروع کردند به ناسزا گفتن و توهین کردن به ما. سپس چاقو و دشنه آماده شده و گفتند: امشب شب آخر عمر تو است و تو را خواهیم کشت. من که تازه متوجه شده بودم که با پای خودم به قتلگاهم آمده ام، شروع کردم به نصیحت کردن آنها، تا بلکه بتوانم آنها را از فکر کشتن منصرف کنم. در ابتدا بین آنها بگو مگو بود و نمی خواستند مهلت سخن گفتن به من بدهند. ولی وقتی به آنها گفتم که من در دست شما اسیر هستم و شب هم خیلی طولانی است، اجازه بدهید سخنی با شما بگویم به ما مهلت دادند که صحبت کنیم. گفتم: من پدر و مادر پیری از قریة هرند (در اطراف اصفهان) دارم که مرا به زحمت به شهر فرستاده اند که درس بخوانم و به مقامی برسم و خدمتی بکنم. اکنون اگر خبر مرگ مرا بشنوند برای آنها خیلی سخت است و چه بسا سکته کنند، یا بمیرند، شما بیایید به خاطر آنها دست از کشتن من بردارید. دیدم در جواب با تندی و اهانت می گفتند، زود کار را تمام کنید و اصلاً اعتنایی به سخن من نکردند.

 

دوباره گفتم: شب طولانی است و عجله ای ندارد، ولی حرف دیگری هم دارم. گفتند: بگو ولی حرف آخرینت باشد. گفتم شما با این کار خودتان یک امامزادة واجب التعظیمی را پدید می آورید که مردم بر مرقد من ضریحی درست خواهند نمود، و سال های سال به زیارت من خواهند آمد، و برای من طلب رحمت و ادای احترام و برای قاتلین من نفرین و لعن خواهند کرد. پس بیایید و به خاطر خودتان که بدنام نشوید، از این کار منصرف شوید. باز دیدم سر و صدا بلند شد که او را زود بکشید، خلاصش کنید، اینها چه حرف هایی است که می زند؟

 

من که دیگر از موعظه کردن ناامید شدم، دست از حیات خودم کشیدم و آمادة مرگ شدم، پس گفتم: اکنون که شما تصمیم به کشتن من دارید، اجازه دهید که دم مرگ دو رکعت نماز بخوانم و بعد هر چه می خواهید بکنید. باز سر و صدا بلند شد، بعضی مخالف بودند و بعضی موافق و بالاخره راضی شدند که به اندازة دو رکعت نماز به من مهلت بدهند. وقتی فهمیدند که می خواهم وضو بسازم، بعضی گفتند: وضو گرفتن را بهانه ساخته تا بیرون اتاق برود و فریاد بزند. گفتم، شما همراه من بیایید، اگر فریادی زدم همان جا کارم را تمام کنید من اصلاً در این فکر نیستم. بالاخره با اصرار، پیشنهاد من را قبول کردند و چند نفر چاقو و خنجر به دست، همراه من از اتاق بیرون آمدند که مبادا فریاد بزنم و به همسایه ها خبر دهم. وضو گرفتم و به داخل اتاق برگشتم و به نماز ایستادم. از آنجا که احساس می کردم آخرین نمازی است که اقامه می کنم، با حال توجه و حضور قلب زیاد نماز را خواندم. در سجدة آخر نماز بود که قصد کردم هفت مرتبه بگویم: «المستغاث بک یا صاحب الزمان». و در ذهنم این گونه خطور کرد که یا بقیةالله(ع)، من برای دفاع از دین شما و آبا و اجدادتان اینجا گرفتار شده ام. هرگز برای تبلیغ از شخص خودم، مطالب ضدّ بهائیت را بر روی منبر نگفتم. اکنون اگر مصلحت می دانید به هر طریقی که می دانید مرا از دست اینها نجات دهید، زیرا شما هم می دانید که من اینج گرفتار شده ام و هم می توانید مرا نجات دهید.

 

هنوز در سجدة آخر نماز بودم که شنیدم درب اتاق باز شد؛ با اینکه از داخل بسته شده بود. سپس آقایی وارد شدند و کنار من ایستادند. من سر از سجده برداشتم و تشهد و سلام نماز را خواندم. آقا منتظر بودند تا نماز من تمام شود، آنگاه به من اشاره کردند که بلند شو تا برویم. دست مرا گرفتند و به قصد بیرون آمدن از خانه، راه افتادیم.

 

این بیست نفری که لحظه ای پیش دست به چاقو بودند تا مرا بکشند، گویی همه مجسمه ای بر دیوار شده بودند که چشم های آنها می دید و گوش هایشان می شنید ولی آن چنان تصرّفی در آنها شده بود که از جای خود نمی توانستند تکان بخورند، یا کلمه ای حرف بزنند.

 

همراه آقا از اتاق بیرون آمدم. درب خانه هم باز بود، در حالی که قبلاً چندین قفل بر آن زده بودند. از خانه بیرون آمدیم، نیمه شب بود. در فکر من هم تصرفی شده بود که توجهی به اینکه این آقا که هستند و من به چه کسی در نماز استغاثه نمودم، نداشتم. بلکه در فکر این بودم که حالا وقتی به درب مدرسه می رسم، خادم مدرسه درب را بسته و من چگونه وارد مدرسه شوم. اما وقتی رسیدیم، دیدم درب باز است و ما داخل مدرسه شدیم. من به آن آقای بزرگوار تعارف کردم و گفتم: بفرمایید داخل حجره، در خدمتتان باشیم. ایشان در جواب، جمله ای به این مضمون فرمودند که «باید بروم و افرادی نظیر شما هستند که باید به فریادشان برسم». من از ایشان جدا شدم و به داخل حجره رفتم. در حالی که برای روشن کردن چراغ به دنبال کبریت می گشتم، ناگهان به خود آمدم که، من کجا بودم؟ بهائی ها چه قصدی داشتند؟ و من چگونه متوسّل شدم و از دست آنها رهایی یافتم؟ و اکنون چگونه آمده ام و کجا هستم؟ به دنبال این فکرها، در پی آن بزرگوار بیرون دویدم ولی هر چه تفحّص کردم اثری از آقا نیافتم. فردا صبح شنیدم خادم مدرسه با طلبه ها، بر سر اینکه چرا درب مدرسه را باز گذاشته اند و چرا دیروقت به مدرسه آمده اند، نزاع داشتند. فهمیدم که درب مدرسه هم توسط خادم بسته بوده و به برکت آقا، هنگام ورودمان باز شده است. طلاب اظهار بی اطلاعی می کردند، تا اینکه سراغ ما آمدند که چه کسی برای شما درب را باز کرد؟ من گفتم: ما که آمدیم درب مدرسه باز بود و جریان را کتمان کردم.

 

صبح همان شب، همان بیست نفر آمدند و سراغ مرا گرفتند و به حجره ام وارد شدند و همگی اظهار داشتند که شما را قسم می دهیم، به جان همان کسی که دیشب شما را از مرگ و ما را از گمراهی و ظلالت نجات داد، راز ما را فاش نکن و همگی شهادتین گفتند و اسلام آوردند.

 

من همچنان این راز را در دل داشتم و آن را به احدی نمی گفتم تا مدّتی بعد از آن، اشخاصی از تهران نزد من آمدند و گفتند: جریان آن شب را بازگو کنید. معلوم شد که آن بیست نفر جریان را به رفقایشان گفته بودند و آنها هم مسلمان شده بودند.

 

 

 

پیام ها و برداشت ها

1. هر کسی برای داشتن مذهب خویش و پذیرفتن آن لازم است استدلال کند، تا آنکه هم برای عقاید خودش دلیل داشته باشد، و هم برای نپذیرفتن عقائد فرقه های دیگر. اگر تحقیق و استدلال نداشته باشیم، چه بسا ناخواسته به دام فرقه های گمراه کننده و بازیچه های دشمنان دین، مانند انگلستان بیفتیم. دولت انگلستان در این خیانت سابقة بدی از حدود سیصد سال پیش در کشورهای اسلامی دارد. برای نمونه می توانید خاطرات سیاسی و تاریخی مستر همفر، یکی از جاسوس های انگلیسی را مطالعه کنید که چگونه و با چه شیوه هایی سال ها تمام تلاش خود را صرف تعلیم و تربیت محمدبن عبدالوهاب کرده تا آنکه در سال 1143ق. مذهب استعماری وهابیت تأسیس و آغاز به فعالیت کرد. همچنین ریشة بهائیت در ایران و خیانت هایی که این فرقه به ایران و اسلام کرد با حمایت استعمار بود؛ و به عنوان نمونه انگلستان برای ترویج بی حجابی در زمان رضاخان مقبور از همین فرقه استفاده کرد و آنها را آلت دست خود قرار داد و ضربه و خیانتی به ایران وارد ساخت که تا امروز هنوز آثار آن را در جوامع خودمان شاهدیم و مردم ناخواسته دست به گریبان آثار شوم آن هستند.

 

2. همیشه مخالفان شیعه، چون اهل منطق و استدلال نبوده اند، روی به تهمت زدن، افترا، فحاشی و در نهایت کشتن افراد، می آورده اند. قرن ها از سابقة پر افتخار شیعه از صدر اسلام تاکنون شاهد این مدعاست. ولی دستور قرآن و اسلام این است که همیشه بر خورد زشت مخالفان را با خوبی جواب دهید. اگر آنها فحاشی می کنند شما با کلام متین و صحیح جواب دهید. اگر آنها متعصبانه سخن می گویند شما مستدّلانه صحبت کنید. اگر آنها با تندی و فریاد حرف می زنند شما با طمأنینه و آرامش صحبت کنید. اگر آنها بی دلیل سخنی را ادعا می کنند شما حتماً با دلیل و برهان صحبت کنید. به این آیه قرآن توجه کنید.

 

هرگز نیکی و بدی یکسان نیست. بدی را با نیکی دفع کن، ناگاه [خواهی دید] همان کسی که میان تو و او دشمنی است، گویی دوست گرم و صمیمی است.1

 

پیروان ادیان الهی دارای صفت ترحّم هستند. این کلام الهی است که می فرمایند:

 

و در دل کسانی که از حضرت عیسی(ع) پیروی کردند، رأفت و رحمت قرار دادیم.2

 

و گذشته از داشتن صفت ترحم، به یکدیگر توصیه به رحمت می نمایند: «و تواصوا بالمرحمة»3

 

و حضرت رسول(ص) می فرمایند: «کسی که رحم نمی کند، به او رحم نمی شود».4

 

3. بنابر روایات، کسی که مؤسس یک سنت حسنه، مثل هدایت افراد بشود، برای او پاداش تمام کسانی است که عمل به آن سنت حسنه می نمایند، بدون آنکه از پاداش آنها چیزی کاسته شود، و نیز هر انسانی که مؤسس سنت بدی مثل ضلالت و گمراهی شود، برای او گناه هر کسی است که به آن گناه عمل می کند، بدون آنکه از آن گناه کم شود.5

 

4. امام زاده ها در گوشه و کنار شهرها، واجب التعظیم هستند. گاهی حاجتی را که از امام معصوم تقاضا شده است، ارجاع به یک امامزاده می دهند تا کمی قدر و منزلت آنها برای مردم معلوم گردد. معجزات و کرامات فراوانی هم تا به حال از قبور آنها دیده شده است. یکی از علمای معاصر می فرمودند، ماه رمضان همراه با یک نفر دیگر به اصفهان آمده بودیم و برای اذان مغرب به امامزادة هارونیه واقع در فلکة سبزه میدان رفتم، در حالی که نمی دانستم آنجا چیست و چه کسی دفن است. در حیاط بیرون امام زاده نماز مغرب و عشا را همراه با رفیقم خواندم، پس از آن در فکر این بودم که این بنا متعلق به کیست؟ که ناگاه حالتی پیش آمد که در آن حالت نام امامزاده و پدران گرامی او تا معصوم(ع) را با چشم خود دیدم و رفیقم هم آن صحنه را می دید. ـ لکن ایشان توضیح ندادند که چه صحنه ای بود ـ به رفیقم گفتم: آنچه را دیدی کتمان کن و اگر افشا کردی دچار مشکل می شوی، و در یک جا بیان کرده بود و مشکلی برایش پیش آمد و من به او متذکر شدم که نباید می گفتی. و لذا خود آن عالم هم برای ما توضیح ندادند که چه چیزی دیده بودند.

 

یکی دیگر از علما نیزمی فرمودند: پسری بود در محلة درب امام، خیابان عبدالرزاق اصفهان که سال ها فلج بود، و گاهی بچه ها او را اذیت می کردند. یک روز با چشم خود دیدم که در هنگام بازی، بچه ها او را مسخره کردند، و او با حالتی دل شکسته به امامزاده واقع در همان محله رفت و با پای سالم از آنجا بیرون آمد.

 

وقایع در این زمینه زیاد است به همین دو قضیه در اینجا اکتفا کرده و سخن امام صادق(ع) را متذکر می شویم که می فرمایند: «کسی که قادر به زیارت ما اهل بیت نیست، پس باید که موالیان شایسته و صالح ما را زیارت نماید تا ثواب زیارت ما برای او نوشته شود».6

 

5. کمک گرفتن از نماز برای حلّ گرفتاری ها و مشکلات مان، مورد دستور قرآن کریم است:

 

واستعینوا بالصّبر و الصلاة و إنّها لکبیرةٌ إلّا علی الخاشعین.7

 

و برای آنکه انسان در نماز کمال اتصال و تقرب را به خداوند متعال پیدا کند، دستور داده شده به گونه ای نماز بخوانید که گویا آخرین نمازتان و دارید با آن وداع می کنید.

 

6. استغاثه به معصومین(ع) به خصوص به امام حیّ زمان حضرت بقیة الله ـ ارواحنا فداه ـ در احادیث فراوان آمده است. ذکر شریف «یا صاحب الزّمان أغثنی یا صاحب الزّمان أدرکنی» که منسوب به رسول خدا(ص) است. و ذکر «یا محمد یا علی یا فاطمه یا صاحب الزمان ادرکنی و لا تهلکنی»، که جریان تشرف عالم رشتی در تخت فولاد اصفهان خدمت امام زمان(ع)، از طرف آن حضرت دستور به خواندن آن داده شده و اینکه این ذکر بهتر از علم کیمیا است، و مکاشفه ای که برای یکی از روحانیان در مدینه اتفاق افتاده، دیده اند بر تابلوی بالای درب خانه حضرت نوشته شده است: «منزل المهدی ـ الغوث»، و نیز نماز امام زمان(ع) همراه با صد مرتبه «إیّاک نعبد و إیّاک نستعین»؛ با همة اینها نمونه هایی از مطلب فوق است که ما را تشویق و تحریک به استغاثة از آن حضرت می نماید.

 

7. گاهی استجابت دعا به خاطر مصلحت هایی، فوری است و امام باقر(ع) می فرمایند: «نباید پس از آنکه آنچه از دعا درخواست کرده بود و به او داده شد، سست شود».9 و گاهی مصلحت در تأخیر استجابت دعاست و این تأخیر تا بیست سال10 و گاه تا چهل سال11 و نیز تا روز قیامت امکان مصلحت دارد.12

 

8. امام به اذن الهی می تواند تصرف در وجود افراد یا اشیا کنند تا از جای خود تکان نخورد. تصرف در شمشیرهایی که خلیفة عباسی می خواست با آنها امام زمان(ع) را شهید کند و شمیرها از غلاف خود بیرون نمی آمد، یکی از این نمونه هاست.

 

شاید قیام و ظهور امام عصر(ع) با شمشیر، همراه با چنین تصرفی در ادوات جنگی و اسلحه های مدرن و پیشرفته و گوناگون آن عصر باشد، تا همة آنها از کار بیفتد.

 

گویند، طلبه ای از مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی، در شهر مشهد دربارة کیفیت قیام حضرت با شمشیر در مقابل این همه وسائل جنگی سؤال می کرد، و هر چه شیخ می خواست او را قانع کند او نمی پذیرفت تا بالاخره شیخ برای اقناع او، با اشاره ای همة ماشین هایی را که دور یک فلکه در حال حرکت بودند، از حرکت بازداشت، و سپس با اشارة دیگر آنها را به حرکت انداخت، و ضمن آن گفت: امام زمان(ع) این گونه با شمشیر قیام می کنند.

 

9. معجزات و خوارق عادت فراوانی در هر زمان و مکانی مرتب به وقوع می پیوندند تا افرادی از بهائیت، عامه، مسیحیت و یهودیت و ... روحیة انصاف دارند و همیشه خواهان دلیل عقلی هستند، با دیدن آنها حق را شناخته و اهل حق گردند. گاهی دیدار های اشخاص از مذاهب و فرقه های مختلف با حضرت ولی عصر(ع) بر اساس همین مصلحت و حکمت بوده، که زمینه انصاف و هدایت در آنها وجود داشته و پس از دیدار و تشرف، هدایت یافتند

 

 

پی نوشت ها:

 

1. سورة فصلت(41)، آیة 34.

 

2. سورة حدید(57)، آیه 27.

 

3. سورة بلد (90)، آیه 17.

 

4. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 82، ص 76.

 

5. همان، ج 71، ص 258.

 

6. علامه مجلسی، همان، ج 74، ص 354، و ج 102، ص 233.

 

7. همان، ج 74، ص 354 و ج 102، ص 295.

 

8. همان، ج 78، ص 200 و به همین مضمون نیز در همان، ج 84، ص 233.

 

9. شیخ کلینی، اصول کافی، ج 4، ص 243.

 

10. همان، ج 4، ص 245.

 

11. همان، ج 4، ص 245.

 

12. امام صادق(ع) می فرمایند: میان گفته خدای عزّوجلّ (که به موسی و هارون در مقابل تقاضای نابودی فرعون و پیروانش فرمود: قد اجیبت دعوتکما (یونس (10)، آیة 89) و میان نابودی فرعون چهل سال طول کشید؛ شیخ کلینی، همان، ج 4، ص 245

 

hawzah.net

پایگاه اطلاع رسانی حوزه نت

 


کلمات کلیدی : رضا هرندی,حاج رضا هرندی,سید رضا هرندی,نجات حاج رضا هرندی,ماجرای نجات حاج رضا هرندی,امام زمان و حاج رضا هرندی,حاج رضا هرندی و امام زمان,تشرف حاج رضا هرندی,تشرف سید رضا هرندی,رضا هرندی و امام مهدی,امام مهدی و رضا هرندی

امام زمان(عج)

• معرفی مختصر امام مهدي(عج)
• دليل عقل بر صدق امامت امام مهدى(عج)
• چند نمونه از ديدار كنندگان امام مهدى(عج)
• نمونه هايى از نشانه هاى امام مهدى(عج)
• غيبت صغرا و غيبت كبرا
• روايات و مساءله امامت امام مهدى(عج)
• علائم ظهور حضرت مهدى(عج)
• چند نمونه از روايات علائم ظهور
• سال و روز قيام قائـم(عج)
• حركت امام مهدى(عج) از مكّه به كوفه
• چهره پرفروغ حضرت قائم(عج)
• مختصري از حكومت امام مهدى(عج)
• شيوه امام مهدى(عج)
• حضرت مهدی(عج) از نگاه اهل سنت
• حذف و تحریف آثار مهدویت در منابع اسلامی
• دلالت کواکب بر وجود امام مهدی(عج)
• مهدویت و مذاهب اسلامی(مشترکات و تفاوتها)
• موارد اتفاق نظر بین مذاهب اسلامی(مهدویت)
• اتفاق نظر مذاهب در موعود آخرالزمان
• امام مهدی(عج) امیدی برای نجات از بن بست ها
• خانه امام مهدی(عج) کجاست؟
• غیبتی در حضور
• شکر نعمت وجود امام
• از پشت ابرهای غیبت
• مهدویت ، معنای حیات شیعه
• آغاز غیبت امام مهدی(عج)
• منافع وجود امام زمان(عج) در دوران غیبت
• امتحان و آزمایش مردم در دوران غیبت
• غیبت امام زمان(عج) ، رازی از اسرار الهی
• اسرار غیبت امام زمان(عج)
• حکومت الهی جهانی
• مهدویت و زبان دین
• حضرت مهدی(عج) و سیر تاریخی
• مهدی باوری و اتفاقات تاریخی مهدی باوری
• موعود گرایی در یهود
• بشارت های انبیاء به امام مهدی(عج)
• اصطلاحات مهدویت
• آخرین جنگ و نبرد در آخرالزمان
• آینده بشر در کتب مقدس و قرآن کریم و روایات
• عدل موعود از منظر یهود و مسیحیت
• آرماگدون (جنگی در آخرالزمان)
• مسیحیت صهیونیستی و آینده جهان
• موعود آخرالزمان در اقوام مختلف جهان
• پایان جهان در اساطیر(یونان،هند،اسکاندیناوی)
• انتظار موعود در آیین یهود
• آخرالزمان در یهود ، آخرالزمان در مسیحیت
• موعود در آیین زرتشت
• انتظار در (هندوئیسم،زرتشت،یهود،مسیحیت)
• آخر جهان در اساطیر ایرانی و دیگر اساطیر
• منجی گرایی در ادیان (زرتشت،یهود،مسیحیت)
• نقد ادیان و آینده جهان
• مصلح جهانی ، یک باور همگانی
• امام زمان(عج) در غیبت کبری
• ویژگی های غیبت کبری امام زمان(عج)
• زندگانی امام مهدی(عج) در عصر غیبت کبری
• تاریخ عصر غیبت کبری
• حوزه های علمی در عصر غیبت صغری
• وضعیت علمی و فرهنگی شیعه در غیبت صغری
• رهبری شیعه در عصر غیبت صغرا
• نگاهی به دوران غیبت صغرا امام مهدی(عج)
• آغاز غیبت امام عصر(عج)
• شب و شمع و طوفان
• موعود آخرالزمان در ادیان
• اعتقاد به امام مهدی(عج) نزد علمای اهل سنت
• امام زمان(عج) در قرآن و سنت و تاریخ
• امام مهدی(عج) در كتب اهل سنت
• آیا امام زمان(عج) ازدواج کرده است؟
• مصلح کل جهان
• ضرورت معرفت نسبت به امام زمان(عج)
• حکومت صالحین از نگاه خدا
• سیمای امام مهدی(عج) در قرآن و روایات
• گفتگو درباره امام مهدی(عج)
• ضرورت وجود مهدی موعود(عج)
• ویژگی های حکومت و کارگزاران امام مهدی(عج)
• بعثت ، غدیر ، مهدویت
• نگاهی به دوره امام مهدی(عج)
• مشترکات قرآن و امام زمان(ع)
• مهدویت و مسائل کلامی جدید
• ضرورت شناخت امام زمان(عج)
• روزنه امید (مهدویت)
• مهدی منتظر(عج) ، حقیقتی انکار ناپذیر
• هدایت های امام مهدی(عج)
• مبانی اعتقادی مهدویت
• رویکردهای جدید کلامی در حکومت مصلح
• موافقان و مخالفان امام مهدی(عج)
• ابدال و اوتاد امام زمان(عج)
• امام مهدی(عج) در کلام امام حسن مجتبی(ع)
• آخرین حجت ، آخرین منجی
• نهم ربیع الاول ، سرآغاز امامت امام عصر(عج)
• امام مهدی(عج) ذخیره الهی
• امام زمان(عج) در قرآن
• امام زمان(عج) را بیشتر بشناسیم
• وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ
• قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُکُمْ غَوْراً فَمَن یَأْتِیکُم بِمَاء مَّعِین
• مَن ماتَ وَ لمَ یعرِف اِمامَ زَمانِهِ ماتَ مَیتَةً جاهِلیة
• لِیُـظهِرَهُ عَلَی الدّینِ کُلِّه وَلَوْكَرِهَ الْمُشْرِكون
• الَّذِینَ إِنْ مَکنَّاهُمْ فِی الأَرْض
• اَمَّن یُّجیبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوء
• وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحات
• امام مهدی(عج) در آینه احادیث
• پیرامون امام عصر(عج) بیشتر بدانیم
• خوش به حال منتظران موعود
• مهدی موعود(عج) نیازی جاری در سرشت انسانی
• آینده جهان در نگاه قرآن
• رابطه شب قدر با امام زمان(عج)
• غدیر و امام مهدی(عج)
• نیاز به حجت زمان(ع) در شب قدر
• مصلح بزرگ
• صاحب شب قدر امام زمان(ع) است
• مهدویت و انتظار ، در آیه های قرآن کریم
• امام مهدی(عج) در کلام رسول الله(ص)
• موعود در معراج

• امام مهدی(عج) در آینه خطبه غدیر
• دو خاتم
• خاتم انبیاء ، خاتم اوصیاء
• امام مهدی(عج) در کلام امیرالمومنین علی(ع)
• مهدویت از دیدگاه مستشرقان
• راز غیبت امام زمان(عج) چیست؟
• چگونگی غیبت امام مهدی(عج)
• نشان امامت امام مهدی(عج)
• لبیک یاحسین(ع) ، لبیک یا مهدی(عج)
• راه سرخ و راه سبز
• فتح محمدی ، فتح حسینی ، فتح مهدوی
• نگاهی به زیارت ناحیه مقدسه امام زمان(عج)
• اصلاح در نگاه حسینی و مهدوی
• یاران عاشورا و یاران دوران ظهور
• وظیفه عزادار در قبال امام زمان(عج)
• کربلا معبر انتظار
• ارتباط انتظار با عاشورا
• امام زمان(عج) در کلام امام رضا(ع)
• عاشورا و انتظار
• مهدویت در زیارت عاشورا
• امام مهدی(ع) و (اسحاق،لوط،یعقوب،یوسف،خضر)
• خونخواهی از دشمنان اسلام
• سوم شعبان و نیمه شعبان
• سیمای امام مهدی(ع) در کلام ائمه معصومین(ع)
• دو قیام حق طلبانه
• ارتباط امام زمان(عج) با امام حسین(ع)
• جانم فدای امام مهدی(عج)
• امام حسین(ع) و امام مهدی(عج)
• امام مهدی(عج) در کلام امام حسین(ع)
• حضرت فاطمه زهرا(س) و امام زمان(عج)
• حضرت زهرا(س) و امام مهدی(عج)
• یوسف زهرا(عج)
• پیامبر اعظم(ص) و امام عصر(عج)
• شباهت امام مهدی(عج) به رسول الله(ص)
• امام مهدی(عج) و (الیاس،ذوالقرنین،شعیب)
• شباهت امام مهدی(عج) به حضرت ابراهیم(ع)
• راز طول عمر امام عصر(عج) چیست؟
• رنگ و بوی گل نرگس(عج)
• اطلاعاتی در مورد امام مهدی(عج)
• تاریخ مهدویت
• ویژگی های صاحب الزمان(عج)
• میراث انبیاء(ع) در محضر صاحب الزمان(عج)
• امام مهدی(عج) ، میراث دار امیرالمومنین علی(ع)
• امام زمان(عج) وارث پیامبران
• امام مهدی(عج) ، میراث دار انبیاء
• ویژگی های عمومی امام عصر(عج)
• نشانه های ظاهری امام عصر(عج)
• یاوران و دشمنان امام مهدی(عج) در بیت المقدس
• سیمای امام مهدی(عج) در کلام نبوی
• سیمای ظاهری امام زمان(عج)
• طاووس بهشتیان
• ظاهر و جمال امام مهدی(عج)
• سیمای امام مهدی(عج) در قرآن
• القاب امام مهدی(عج)
• بررسی چند حدیث مشهور مهدویت
• آشنایی با واژگان مهدویت
• (قیام) در شنیدن (قائم آل محمد) برای چیست؟
• چرا به امام مهدی(عج) قائم گفته می شود؟
• بقیة الله فی ارضه و حجته علی عباده
• چرا امام زمان(عج) را اباصالح می خوانیم؟
• لیست القاب و کنیه های امام زمان(عج)
• بررسی لقب های امام زمان(عج)
• به کدامین نام بخوانمت؟
• حکم تسمیه و ذکر نام شریف امام زمان(عج)
• ذکر نام امام مهدی(ع)
• صبح امید
• منجی عالم بشریت ، امام مهدی(عج)
• حضرت صاحب الزمان(عج)
• مطلبی کوتاه پیرامون امام عصر(عج)
• دعای شب و آه سحر
• تولد و زندگی امام زمان(عج)
• بررسی مسائل مهدویت
• ولادت امام عصر(عج) در دید شیعه و اهل سنت
• میلاد موعود
• حضرات سوسن(س) ، نرگس(س) ، حکیمه(س)
• طلیعه مهدوی
• بهار در بهار(مهدویت)
• مختصری از زندگانی امام عصر(عج)
• تبارشناسی امام مهدی(عج) و پاسخ به شبهات
• گل نرگس ، امام مهدی(عج)
• عجب ازدواجی
• توجهی به تاریخ روم ، و مادر امام زمان(عج)
• شرایط اجتماعی زمان میلاد امام مهدی(عج)
• امام زمان(عج) در کلام امام جعفر صادق(ع)
• از تولد تا غیبت امام مهدی(عج)
• راه سبز مهدوی
• امام زمان(عج) در کلام امام محمد باقر(ع)
• بهار مهدوی
• امام مهدی(عج) گل هستی
• در منابع اهل سنت ، مسئله مهدویت
• بررسی احادیث عدالت مهدوی
• تحقیقی در احادیث مهدویت
• امام مهدی(ع) درکلام نبوی(ص)
• بشارت دادن ها به امام مهدی(ع)
• حضرت مهدی(عج) کیست؟
• چشم به راه (حجت) ، در آرزوی (منجی)
• امام مهدی(عج) محبوب خدا و اولیای خدا
• استقبال از نیمه شعبان، ولادت امام زمان(عج)
• امام مهدی(عج) مظهر کمال
• امام مهدی(عج) وارث ودایع امامت
• امام مهدی(عج) (در مناقب خوارزمی)
• مطالبی در مورد مهدی صاحب الزمان(عج)
• بررسی کتاب الامامه و تبصره من الحیره
• بررسی روایتی درباره مادر امام زمان(عج)
• چهل حدیث پیرامون امام زمان(عج)
• آمار تعداد روایات مهدویت در کتب اصلی اهل سنت
• مختصری پیرامون امام مهدی(عج)
• روایات امام مهدی(عج) در صحاح سته اهل سنت
• حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) و روایات مهدویت
• اهل بیت(ع) مشتاق دیدار امام مهدی(عج)
• امام خمینی(ره) و اندیشه شیعه در عصر غیبت
• امتحان مردم در عصر غیبت

• نیابت عام امام زمان(عج) در غیبت کبری
• نایب خاص (ایرانی) امام زمان(عج) کیست؟
• نواب اربعه امام مهدی(عج)
• بررسی سفارت و نیابت خاصه امام زمان(عج)
• چهار نایب خاص امام مهدی(عج) ، در غیبت صغری
• آثار و برکات امام غایب ، امام مهدی(عج)
• غیبت امام مهدی(عج) ، در روایت امیرالمومنین(ع)
• نقش نواب خاص در غیبت صغری امام زمان(عج)
• راز زندگی پنهان امام زمان(عج)
• غیبت امام مهدی(عج) ، از منظر شهید صدر دوم
• چرا امام زمان(عج) غایب است؟
• فلسفه غیبت امام زمان(عج) چیست؟
• دلایل غیبت امام مهدی(عج)
• ارتباط با امام مهدی(عج) در غیبت
• خورشید پنهان (امام زمان(عج))
• پرتو افشانی های خورشید مهدویت
• آفت های غفلت در عصر غیبت امام مهدی(عج)
• منافع وجودی امام مهدی(عج) در دوران غیبت کبری
• چند روایت پیرامون امام زمان(عج)
• امام زمان(عج) در کلمات و دعاهای امام سجاد(ع)
• تشرف حسن بن مثله جمكرانى محضر امام(عج)
• دستورعمل امام زمان(عج) به آیت الله مرعشی

• آیا تشرف خدمت امام زمان(عج) ممکن هست؟
• جملات امام مهدی(عج) در توقیعات و نامه ها
• بررسی تشرفات محضر امام زمان(عج)
• نقش توقیعات امام زمان(عج) در غیبت صغری
• توقیعات ائمه(ع) ، قبل از امام مهدی(عج)
• آشنایی با توقیعات و نامه های امام زمان(عج)
• توقیع امام مهدی(عج) برای نائب اول و نائب دوم
• توقیع امام زمان(عج) به احمد بن اسحاق(ره)
• شفای فلج مبتلا به (ام اس) در مسجد جمکران
• حکایت شفای یک بیمار ، توسط امام زمان(عج)
• جلوه های مهربانی امام زمان(عج)
• گریه امام زمان(عج) در مصائب حضرت عباس(ع)
• دیدن امام زمان(عج) در رویای صادقه و در مکاشفه
• ماجرای ملا اشرفی مازندرانی و امام زمان(عج)
• طی الارض استرآبادی در دیدار با امام زمان(عج)
• ملاقات آیت الله مرعشی(ره) با امام زمان(عج)
• ماجرای علامه حلی(ره) و امام زمان(عج)
• ماجرای شیخ حسن کاظمینی و امام زمان(عج)
• برخی از عنایات امام زمان(عج) به علماء و عرفاء
• وظیفه مبلغان در مورد امام زمان(عج)
• عنایات امام زمان(ع) به شیخ صدوق(ره)
• ما منتظر واقعی امام زمان(عج) نشده ایم
• تشرف حاج علی بغدادی محضر امام زمان(عج)
• تشرف شیخ اسماعیل نمازی خدمت امام زمان(عج)
• شفا گرفتن آن مرد کاشانی توسط امام زمان(عج)
• امام زمان(عج) و ماجرای نجات حاج رضا هرندی
• تشرف علی بن مهزیار اهوازی محضر امام زمان(عج)
• امام زمان(عج) و حکایت پریشانی آیت الله نائینی(ره)
• ماجرای توسل شهید اندرزگو به امام زمان(عج)
• توسل به امام زمان(عج) و حکایت شیخ مرتضی زاهد
• تشرف آیت الله بافقی(ره) خدمت امام زمان(عج)
• ماجرای تفسیر اطیب البیان و امام زمان(عج)
• امام زمان(ع) و امتحان گرفتن از مردم حله عراق
• توجهات امام زمان(ع) در جبهه های دفاع مقدس
• ادعاها و واقعیت ها در ملاقات با امام زمان(ع)
• حدیثی که صاحب الزمان(عج) از آن خبر داد
• معجزه های امام زمان(عج)
• ماجرای مرد صابونی و راه رفتن روی آب
• ابوالحسن ضراب اصفهانی و امام زمان(عج)
• حکایت سید بحرالعلوم و امام زمان(عج)
• امام زمان(عج) فرمودند : مثل ایشون باشید
• معجزات امام مهدی(عج)
• امام زمان(عج) و ماجرای شفای نابینا
• ماجرای پیرمرد قفل ساز و امام زمان(عج)
• تشرف حاج مومن شیرازی خدمت امام زمان(عج)
• توسل به امام زمان(عج) و شفای نوجوان اهل سنت
• امام زمان(عج) و شهید آیت الله اشرفی در سومار
• سرباز امام زمان(عج) و آزاد کردن تپه شهدا
• امام زمان(عج) فرمود: نماز اول وقت یادت نرود
• تشرف محمد بن عیسی به محضر امام زمان(عج)
• توسل به امام زمان(عج) و نجات از مرگ حتمی
• تشرف شیخ عبد النبی اراکی محضر امام زمان(عج)
• شیخ زین العابدین و سید بحرالعلوم و امام زمان(عج)
• تشرف حیدر علی مدرس به محضر امام زمان(عج)
• تشرف شیخ محمد کوفی به محضر امام زمان(عج)
• مدعیان دروغین مهدویت در مصر و عربستان
• جمهوری اسلامی ، زمینه ساز ظهور و قیام
• موضوع رهبری در تاریخ غیبت کبری
• حکومت اسلامی در عصر غیبت
• ضرورت حکومت و ولایت فقیه در دوران غیبت
• دولت زمینه ساز برای ظهور و قیام امام زمان(عج)
• اداره جامعه در دوران غیبت امام زمان(عج)
• دلایل لزوم حکومت در عصر غیبت