عناوین اسلامی

   
   

ماجرای تشرف حاج علی بغدادی به محضر امام زمان(عج)

ماجرای تشرف حاج علی بغدادی به محضر امام زمان(عج)

ماجرای تشرف حاج علی بغدادی به محضر امام زمان(عج)

 

ماجرای تشرف حاج علی بغدادی به محضر امام زمان(عج)

مرحوم حاج میرزا حسین نوری(ره) در معرفی حاج علی بغدادی(ع) می نویسد:

 

حاج علی مذکور پسر حاج قاسم کرادی بغدادی است و او از تجار و عامی است. از هرکس از علما و سادات عظام کاظمین و بغداد که از حال او جویا شدم، مدح کردند او را خیر و صلاح و صدق و امانت و مجانبت از عادات سوء اهل عصر خود.

 

در مشاهده و مکالمه با او، آثار این اوصاف را در او مشاهده نمودم و پیوسته در اثنای کلام تأسف می خورد از نشناختن آن جناب (حضرت بقیة اللّه ارواحنافداه) به نحوی که معلوم بود آثار صدق و اخلاص و محبت در او. «هنیئاله»

 

مرحوم علامه نوری که خود حاج علی بغدادی را از نزدیک دیده و حکایت او را از زبانش شنیده، چنین می نویسد:

 

در ماه رجب سال گذشته که مشغول تألیف کتاب «جنة المأوی» بودم عازم نجف اشرف شدم برای زیارت مبعث، سپس به کاظمین مشرف شدم و پس از تشرف و زیارت به خدمت جناب عالم عامل و سید فاضل، آقا سید حسین کاظمینی(ره) که در بغداد ساکن بود رفتم و از ایشان تقاضا کردم جناب حاج علی بغدادی را دعوت کند تا ملاقاتش با حضرت بقیة اللّه (ارواحنا فداه) را نقل کند، ایشان قبول نمود. و حاج علی بغدادی را دعوت نمود که با مشاهده او آثار صدق و صلاح از سیمایش به قدری هویدا بود که تمام حاضران در آن مجلس با تمام دقتی که در امور دینی و دنیوی داشتند، یقین و قطع به صحت واقعه پیدا کردند.

 

و مرحوم حاج شیخ عباس قمی(ره) در کتاب مفاتیح الجنان می نویسد:

 

از چیزهایی که مناسب است نقل شود حکایت سعید صالح سفی متقی حاج علی بغدادی(ره) است که شیخ ما در جنة المأوی و نجم الثاقب نقل فرموده: «که اگر نبود در این کتاب شریف مگر این حکایت متقنه صحیحه، که در آن فواید بسیار است و در این نزدیکی ها واقع شده، هر آینه کافی بود».1

 

حاج علی بغدادی نقل کرده است که:

 

هشتاد تومان سهم امام(ع) به گردنم بود ولذا به نجف اشرف رفتم و بیست تومان از آن پول را به جناب «شیخ مرتضی» اعلی اللّه مقامه دادم و بیست تومان دیگر را به جناب «شیخ محمدحسن مجتهد کاظمینی» و بیست تومان به جناب «شیخ محمدحسن شروقی» دادم و تنها بیست تومان دیگر به گردنم باقی بود، که قصد داشتم وقتی به بغداد برگشتم به «شیخ محمدحسن کاظمینی آل یس» بدهم و مایل بودم که وقتی به بغداد رسیدم، در ادای آن عجله کنم.

 

در روز پنجشنبه ای بود که به کاظمین به زیارت حضرت موسی بن جعفر و حضرت امام محمدتقی(ع) رفتم و خدمت جناب «شیخ محمدحسن کاظمینی آل یس» رسیدم و مقداری از آن بیست تومان را دادم و بقیه را وعده کردم که بعد از فروش اجناس به تدریج هنگامی که به من حواله کردند، بدهم.

 

و بعد همان روز پنجشنبه عصر به قصد بغداد حرکت کردم، ولی جناب شیخ خواهش کرد که بمانم، عذر خواستم و گفتم: باید مزد کارگران کارخانه شَعربافی را بدهم، چون رسم چنین بود که مزد تمام هفته را در شب جمعه می دادم.

 

لذا به طرف بغداد حرکت کردم، وقتی یک سوم راه را رفتم سید جلیلی را دیدم، که از طرف بغداد رو به من می آید چون نزدیک شد، سلام کرد و دست های خود را برای مصافحه و معانقه با من گشود و فرمود: «اهلاً و سهلاً» و مرا در بغل گرفت و معانقه کردیم و هر دو یکدیگر را بوسیدیم.

 

بر سر عمامه سبز روشنی داشت و بر رخسار مبارکش خال سیاه بزرگی بود.

 

ایستاد و فرمود: «حاج علی! خیر سات، به کجا می روی؟»

 

گفتم: کاظمین(ع) را زیارت کردم و به بغداد برمی گردم.

 

فرمود: طامشب شب جمعه است، برگرد».

 

گفتم: یا سیدی! متمکن نیستم.

 

فرمود: «هستی! برگرد تا شهادت دهم برای تو که از موالیان (دوستان) جد من امیرالمؤمنین(ع) و از موالیان مایی و شیخ شهادت دهد، زیرا که خدای تعالی امر فرموده که دو شاهد بگیرید».

 

این مطلب اشاره ای بود، به آنچه من در دل نیت کرده بودم، که وقتی جناب شیخ را دیدم، از او تقاضا کنم که چیزی بنویسد و در آن شهادت دهد که من از دوستان و موالیان اهل بیتم و آن را در کفن خود بگذارم.

 

گفتم: تو چه می دانی و چگونه شهادت می دهی؟!

 

فرمود: «کسی که حق او را به او می رسانند، چگونه آن رساننده را نمی شناسد؟»

 

گفتم: چه حقی؟

 

فرمود: «آنچه به وکلای من رساندی!»

 

گفتم: وکلای شما کیست؟

 

فرمود: «شیخ محمدحسن!»

 

گفتم: او وکیل شما است؟!

 

فرمود: «وکیل من است».

 

اینجا در خاطرم خطور کرد که این سید جلیل که مرا به اسم صدا زد با آنکه مرا نمی شناخت کیست؟

 

به خودم جواب دادم، شاید او مرا می شناسد و من او را فراموش کرده ام!

 

باز با خودم گفتم: حتماً این سید از سهم سادات از من چیزی می خواهد و خوش داشتم از سهم امام(ع) به او چیزی بدهم.

 

لذا به او گفتم: از حق شما پولی نزد من بود که به آقای شیخ محمدحسن مراجعه کردم و باید با اجازه او چیزی به دیگران بدهم.

 

او به روی من تبسمی کرد و فرمود: «بله بعضی از حقوق ما را به وکلای ما در نجف رساندی»

 

گفتم: آنچه را داده ام قبول است؟

 

فرمود: «بله»

 

من با خودم گفتم: این سید کیست که علما، اعلام را وکیل خود می داند و مقدار تعجب کردم! و با خود گفتم: البته علماء وکلایند در گرفتن سهم سادات.

 

سپس به من فرمود: «برگرد و جدم را زیارت کن».

 

من برگشتم او دست چپ مرا در دست راست خود نگه داشته بود و با هم قدم زنان به طرف کاظمین می رفتیم. چون به راه افتادیم دیدم در طرف راست ما نهر آب صاف سفیدی جاری است و درختان مرکبات لیمو و نارنج و انار و انگور و غیر آن همه با میوه، آن هم در وقتی که موسم آنها نبود بر سر ما سایه انداخته اند.

 

گفتم: این نهر و این درخت ها چیست؟

 

فرمود: «هرکس از موالیان و دوستان که زیارت کند جد ما را و زیارت کند ما را، اینها با او هست».

 

پس گفتم: سؤالی دارم

 

فرمود: «بپرس!»

 

گفتم: مرحوم شیخ عبدالرزاق، مدرس بود. روزی نزد او رفتم شنیدم می گفت: کسی که در تمام عمر خود روزها روزه بگیرد و شبها را به عبادت مشغول باشد و چهل حج و چهل عمره بجا آورد و درمیان صفا و مروه بمیرد و از دوستان و موالیان حضرت امیرالمؤمنی(ع) نباشد! برای او فائده ای ندارد!

 

فرمود: «آری واللّه برای او چیزی نیست».

 

سپس از احوال یکی از خویشاوندان خود سؤال کردم و گفتم: آیا او از موالیان حضرت امیرالمؤمنین(ع) هست؟

 

فرمود: «آری! او و هر که متعلق است به تو»

 

گفتم: ای آقای من سؤالی دارم.

 

فرمود: «بپرس!»

 

گفتم: روضه خوان های امام حسین(ع) می خوانند: که سلیمان اعمش از شخصی سؤال کرد، که زیارت سیدالشهداء(ع) چطور است او در جواب گفت: بدعت است، شب آن شخص در خواب دید، که هودجی در میان زمین و اسمان است، سؤال کرد که درمیان این هودج کیست؟

 

گفتند: حضرت فاطمه زهرا و خدیجه کبری(ع) هستند.

 

گفت: کجا می روند؟

 

گفتند: چون امشب شب جمعه است، به زیارت امام حسین(ع) می روند و دید رقعه هایی را از هودج می ریزند که در آنها نوشته شده:

 

«امان من النار لزوار الحسین(ع) فی لیلة الجمعة امان من النار یوم القیامة».

 

(امان نامه ای است از آتش برای زوار سیدالشهداء (ع) در شب جمعه و امان از آتش روز قیامت). آیا این حدیث صحیح است؟

 

فرمود: «بله راست است و مطلب تمام است».

 

گفتم: ای آقای من صحیح است که می گویند: کسی که امام حسین(ع) را در شب جمعه زیارت کند، برای او امان است؟

 

فرمود: «آری واللّه ». و اشک از چشمان مبارکش جاری شد و گریه کرد.

 

گفتم: ای آقای من سؤال دارم.

 

فرمود: «بپرس!»

 

گفتم: در سال 1269 به زیارت حضرت علی بن موسی الرضا(ع) رفتم در قریه درود (نیشابور) عربی از عرب های شروقیه، که از بادیه نشینان طرف شرقی نجف اشرف اند را ملاقات کردم و او را مهمان نمودم از او پرسیدم: ولایت حضرت علی بن موسی الرضا(ع) چگونه است؟

 

گفت: بهشت است، تا امروز پانزده روز است که من از مال مولایم حضرت علی بن موسی الرضا(ع) می خورم نکیرین چه حق دارند در قبر نزد من بیایند و حال آنکه گوشت و خون من از طعام آن حضرت روئیده شده. آیا صحیح است؟ آیا علی بن موسی الرضا(ع) می آید و او را از دست منکر و نکیر نجات می دهد؟

 

فرمود: «آری واللّه ! جد من ضامن است».

 

گفتم: آقای من سؤال کوچکی دارم.

 

فرمود: «بپرس!»

 

گفتم: زیارت من از حضرت رضا(ع) قبول است؟

 

فرمود: «ان شاءاللّه قبول است».

 

گفتم: آقای من سؤالی دارم.

 

فرمود: «بپرس!»

 

گفتم: زیارت حاج احمد بزازباشی قبول است، یا نه؟ (او با من در راه مشهد رفیق و شریک در مخارج بود)

 

فرمود: «زیارت عبد صالح قبول است».

 

گفتم: آقای من سؤالی دارم.

 

فرمود: «بسم اللّه »

 

گفتم: فلان کس اهل بغداد که همسفر ما بود زیارتش قبول است؟

 

جوابی نداد

 

گفتم: آقای من سؤالی دارم.

 

فرمود: «بسم اللّه »

 

گفتم: آقای من این کلمه را شنیدید؟ یا نه! زیارتش قبول است؟

 

باز هم جوابی ندادند. (این شخص با چند نفر دیگر از پول دارهای بغداد بود و دائماً در راه به لهو و لعب مشغول بود و مادرش را هم کشته بود).

 

در این موقع به جایی رسیدیم، که جاده پهن بود و دوطرفش باغات بود و شهر کاظمین در مقابل قرار گرفته بود و قسمتی از آن جاده متعلق به بعضی از ایتام سادات بود، که حکومت به زور از آنها گرفته بود و به جاده اضافه نموده بود و معمولاً اهل تقوی که از آن اطلاع داشتند، از آن راه عبور نمی کردندولی دیدم آن آقا از روی آن قسمت از زمین عبور می کند!

 

گفتم: ای آقای من! این زمین مالی بعضی از ایتام سادات است تصرف در آن جایز نیشت!

 

فرمود: «این مکان مال جد ما، امیرالمؤمنین(ع) و ذریه او و اولاد ماست. برای موالیا ما تصرف در آن حلال است».

 

در نزدیکی همین محل باغی بود که متعلق به حاج میرزا هادی است او از متمولین معروف ایران بود که در بغداد ساکن بود.

 

گفتم: آقای من می گویند: زمین باغ حاجی میرزا هادی مال حضرت موسی بن جعفر(ع) است، این راست است یا نه؟

 

فرمود: «چه کار داری به این!» و از جواب اعراض نمود.

 

در این وقت رسیدیم به جوی آبی، که از شط دجله برای مزارع کشیده اند و از میان جاده می گذرد و بعد از آن دو راهی می شود، که هر دو راه به کاظمین می رود، یکی از این دو راه اسمش راه سلطانی است و راه دیگر به اسم راه سادات معروف است، آن جناب میل کرد به راه سادات.

 

پس گفتم: بیا از این راه، یعنی راه سلطانی برویم.

 

فرمود: «نه!: از همین راه خود می رویم».

 

پس آمدیم و چند قدیم نرفتیم که خود را در صحن مقدس کاظمین کنار کفش داری دیدیم، هیچ کوچه و بازاری را ندیدیم. پس داخل ایوان شدیم از طرف «باب المراد» که سمت شرقی حرم و طرف پایین پای مقدس است. اقا بر درِ رواق مطهر، معطل نشد و اذن دخول نخواند و بر درِ حرم ایستاد. پس فرمود: «زیارت کن!».

 

گفتم: من سواد ندارم.

 

فرمود: «برای تو بخوانم؟»

 

گفتم: بلی!

 

فرمود: «أدخل یااللّه السلام علیک یا رسول اللّه السلام علیک یا امیرالمؤمنین...» و بالاخره بر یک یک از ائمه سلام کرد تا رسید به حضرت عسکری(ع) و فرمود:

 

«السلام علیک یا ابا محمدالحسن العسکری».

 

بعد از آن به من فرمود: «امام زمانت را می شناسی؟»

 

گفتم: چطور نمی شناسم.

 

فرمود: «به او سلام کن».

 

گفتم: «اسلام علیک یا حجة اللّه یا صاحب الزمان یابین الحسن».

 

آقا تبسمی کرد و فرمود: «علیک السلام و رحمة اللّه و برکاته».

 

پس داخل حرم شدیم و خود را به ضریح مقدس چسباندیم و ضریح را بوسیدیم به من فرمود: «زیارت بخوان».

 

گفتم: سواد ندارم.

 

فرمود: «من برای تو زیارت بخوانم؟»

 

گفتم: بله.

 

فرمود: «کدام زیارت را می خواهی؟»

 

گفتم: هر زیارتی که افضل است.

 

فرمود: «زیارت امین اللّه افضل است»، سپس مشغول زیارت امین اللّه شد و آن زیارت را به این صورت خواند:

 

«السلام علیکما یا امینی اللّه فی ارضه و حجتیه علی عباده اشهد انکما جاهدتما فی اللّه حق جهاده، و عملتما بکتابه و اتبعتما سنن نبیه(ع) حتی دعا کما اللّه الی جواره فقبضکما الیه باختیاره والزم اعدائکما الحجة مع ما لکما من الحجج البالغة علی جمیع خلقه...» تا آخر زیارت.

 

در این هنگام شمع های حرم را روشن کردند، ولی دیدم حرم روشنی دیگری هم دارد، نوری مانند نور آفتاب در حرم می درخشند و شمع ها مثل چراغی بودند که در آفتاب روشن باشد و آن چنان مرا غفلت گرفته بود که به هیچ وجه ملتفت این همه از آیات و نشانه ها نمی شدم.

 

وقتی زیارتمان تمام شد، از طرف پایین پا به طرف پشت سر یعنی به طرف شرقی حرم مطهر آمدیم، آقا به من فرمودند: آیا مایلی جدم حسین بن علی(ع) را هم زیارت کنی؟»

 

گفتم: بله شب جمعه است زیارت می کنم.

 

آقا برایم زیارت وارث را خواندند، در این وقت مؤذن ها از اذان مغرب فارغ شدند. به من فرمودند: «به جماعت ملحق شو و نماز بخوان».

 

ما با هم به مسجدی که پشت سر قبر مقدس است رفتیم آنجا نماز جماعت اقامه شده بود، خود ایشان فرادی در طرف راست محاذی امام جماعت مشغول نماز شد و من در صف اول ایستادم و نماز خواندم، وقتی نمازم تمام شد، نگاه کردم دیدم او نیست با عجله از مسجد بیرون آمدم و درمیان حرم گشتم، او را ندیدم، البته قصد داشتم او را پیدا کنم و چند قِرانی به او بدهم و شب او را مهمان کنم و از او نگهداری نمایم.

 

ناگهان از خواب غفلت بیدار شدم، با خودم گفتم: این سید که بود؟ این همه معجزات و کرامات! که در محضر او انجام شد، من امر او را اطاعت کردم! از میان راه برگشتم! و حال آنکه به هیچ قیمتی برنمی گشتم! و اسم مرا می دانست! با آنکه او را ندیده بودم! و جریان شهادت او و اطلاع از خطورات دل من! و دیدن درختها! و آب جاری در غیر فصل! و جواب سلام من وقتی به امام زمان(ع) سلام عرض کردم! و غیره...!!

 

بالاخره به کفش داری آمدم و پرسیدم: آقایی که با من مشرف شد کجا رفت؟

 

گفتند: بیرون رفت، ضمناً کفش داری پرسید این سید رفیق تو بود؟

 

گفتم: بله. خلاصه او را پیدا نکردم، به منزل میزبانم رفتم و شب را صبح کردم و صبح زود خدمت آقای شیخ محمدحسن رفتم و جریان را نقل کردم او دست به دهان خود گذاشت و به من به این وسیله فهماند، که این قصه را به کسی اظهار نکنم و فرمود: خدا تو را موفق فرماید.

 

حاج علی بغدادی(ره) می گوید:

 

من داستان تشرف خود، خدمت حضرت بقیة اللّه (عج اللّه تعالی فرجه الشریف) را به کسی نمی گفتم. تا آنکه یک ماه از این جریان گذشت، یک روز در حرم مطهر کاظمین سید جلیلی را دیدم، نزد من آمد و پرسید: چه دیده ای؟

 

گفتم: چیزی ندیدم، او باز اعاده کرد، من هم باز گفتم: چیزی ندیده ام و به شدت آن را انکار کردم؟ ناگهان او از نظرم غائب شد و دیگر او را ندیدم.2

 

(ظاهراً همین برخورد و ملاقات باعث شده است تا حاج علی بغدادی(ره) داستان تشرف خود را خدمت آن حضرت، برای مردم نقل کند).

 

 

پی نوشت ها:

1 .مفاتیح الجنان، ص 484.

 

2 .نجم الثاقب، ص 484، حکایت 31؛ بحارالانوار، ج 53، ص 317

 

hawzah.net

پایگاه اطلاع رسانی حوزه نت

 


کلمات کلیدی : علی بغدادی,حاج علی بغدادی,تشرف حاج علی بغدادی,ماجرای حاج علی بغدادی,ماجرای تشرف حاج علی بغدادی,حاج علی بغدادی و امام زمان,امام زمان و حاج علی بغدادی,حاج علی بغدادی و امام مهدی,حاج علی بغدادی محضر امام زمان(عج)

امام زمان(عج)

• معرفی مختصر امام مهدي(عج)
• دليل عقل بر صدق امامت امام مهدى(عج)
• چند نمونه از ديدار كنندگان امام مهدى(عج)
• نمونه هايى از نشانه هاى امام مهدى(عج)
• غيبت صغرا و غيبت كبرا
• روايات و مساءله امامت امام مهدى(عج)
• علائم ظهور حضرت مهدى(عج)
• چند نمونه از روايات علائم ظهور
• سال و روز قيام قائـم(عج)
• حركت امام مهدى(عج) از مكّه به كوفه
• چهره پرفروغ حضرت قائم(عج)
• مختصري از حكومت امام مهدى(عج)
• شيوه امام مهدى(عج)
• حضرت مهدی(عج) از نگاه اهل سنت
• حذف و تحریف آثار مهدویت در منابع اسلامی
• دلالت کواکب بر وجود امام مهدی(عج)
• مهدویت و مذاهب اسلامی(مشترکات و تفاوتها)
• موارد اتفاق نظر بین مذاهب اسلامی(مهدویت)
• اتفاق نظر مذاهب در موعود آخرالزمان
• امام مهدی(عج) امیدی برای نجات از بن بست ها
• خانه امام مهدی(عج) کجاست؟
• غیبتی در حضور
• شکر نعمت وجود امام
• از پشت ابرهای غیبت
• مهدویت ، معنای حیات شیعه
• آغاز غیبت امام مهدی(عج)
• منافع وجود امام زمان(عج) در دوران غیبت
• امتحان و آزمایش مردم در دوران غیبت
• غیبت امام زمان(عج) ، رازی از اسرار الهی
• اسرار غیبت امام زمان(عج)
• حکومت الهی جهانی
• مهدویت و زبان دین
• حضرت مهدی(عج) و سیر تاریخی
• مهدی باوری و اتفاقات تاریخی مهدی باوری
• موعود گرایی در یهود
• بشارت های انبیاء به امام مهدی(عج)
• اصطلاحات مهدویت
• آخرین جنگ و نبرد در آخرالزمان
• آینده بشر در کتب مقدس و قرآن کریم و روایات
• عدل موعود از منظر یهود و مسیحیت
• آرماگدون (جنگی در آخرالزمان)
• مسیحیت صهیونیستی و آینده جهان
• موعود آخرالزمان در اقوام مختلف جهان
• پایان جهان در اساطیر(یونان،هند،اسکاندیناوی)
• انتظار موعود در آیین یهود
• آخرالزمان در یهود ، آخرالزمان در مسیحیت
• موعود در آیین زرتشت
• انتظار در (هندوئیسم،زرتشت،یهود،مسیحیت)
• آخر جهان در اساطیر ایرانی و دیگر اساطیر
• منجی گرایی در ادیان (زرتشت،یهود،مسیحیت)
• نقد ادیان و آینده جهان
• مصلح جهانی ، یک باور همگانی
• امام زمان(عج) در غیبت کبری
• ویژگی های غیبت کبری امام زمان(عج)
• زندگانی امام مهدی(عج) در عصر غیبت کبری
• تاریخ عصر غیبت کبری
• حوزه های علمی در عصر غیبت صغری
• وضعیت علمی و فرهنگی شیعه در غیبت صغری
• رهبری شیعه در عصر غیبت صغرا
• نگاهی به دوران غیبت صغرا امام مهدی(عج)
• آغاز غیبت امام عصر(عج)
• شب و شمع و طوفان
• موعود آخرالزمان در ادیان
• اعتقاد به امام مهدی(عج) نزد علمای اهل سنت
• امام زمان(عج) در قرآن و سنت و تاریخ
• امام مهدی(عج) در كتب اهل سنت
• آیا امام زمان(عج) ازدواج کرده است؟
• مصلح کل جهان
• ضرورت معرفت نسبت به امام زمان(عج)
• حکومت صالحین از نگاه خدا
• سیمای امام مهدی(عج) در قرآن و روایات
• گفتگو درباره امام مهدی(عج)
• ضرورت وجود مهدی موعود(عج)
• ویژگی های حکومت و کارگزاران امام مهدی(عج)
• بعثت ، غدیر ، مهدویت
• نگاهی به دوره امام مهدی(عج)
• مشترکات قرآن و امام زمان(ع)
• مهدویت و مسائل کلامی جدید
• ضرورت شناخت امام زمان(عج)
• روزنه امید (مهدویت)
• مهدی منتظر(عج) ، حقیقتی انکار ناپذیر
• هدایت های امام مهدی(عج)
• مبانی اعتقادی مهدویت
• رویکردهای جدید کلامی در حکومت مصلح
• موافقان و مخالفان امام مهدی(عج)
• ابدال و اوتاد امام زمان(عج)
• امام مهدی(عج) در کلام امام حسن مجتبی(ع)
• آخرین حجت ، آخرین منجی
• نهم ربیع الاول ، سرآغاز امامت امام عصر(عج)
• امام مهدی(عج) ذخیره الهی
• امام زمان(عج) در قرآن
• امام زمان(عج) را بیشتر بشناسیم
• وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ
• قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُکُمْ غَوْراً فَمَن یَأْتِیکُم بِمَاء مَّعِین
• مَن ماتَ وَ لمَ یعرِف اِمامَ زَمانِهِ ماتَ مَیتَةً جاهِلیة
• لِیُـظهِرَهُ عَلَی الدّینِ کُلِّه وَلَوْكَرِهَ الْمُشْرِكون
• الَّذِینَ إِنْ مَکنَّاهُمْ فِی الأَرْض
• اَمَّن یُّجیبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوء
• وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحات
• امام مهدی(عج) در آینه احادیث
• پیرامون امام عصر(عج) بیشتر بدانیم
• خوش به حال منتظران موعود
• مهدی موعود(عج) نیازی جاری در سرشت انسانی
• آینده جهان در نگاه قرآن
• رابطه شب قدر با امام زمان(عج)
• غدیر و امام مهدی(عج)
• نیاز به حجت زمان(ع) در شب قدر
• مصلح بزرگ
• صاحب شب قدر امام زمان(ع) است
• مهدویت و انتظار ، در آیه های قرآن کریم
• امام مهدی(عج) در کلام رسول الله(ص)
• موعود در معراج

• امام مهدی(عج) در آینه خطبه غدیر
• دو خاتم
• خاتم انبیاء ، خاتم اوصیاء
• امام مهدی(عج) در کلام امیرالمومنین علی(ع)
• مهدویت از دیدگاه مستشرقان
• راز غیبت امام زمان(عج) چیست؟
• چگونگی غیبت امام مهدی(عج)
• نشان امامت امام مهدی(عج)
• لبیک یاحسین(ع) ، لبیک یا مهدی(عج)
• راه سرخ و راه سبز
• فتح محمدی ، فتح حسینی ، فتح مهدوی
• نگاهی به زیارت ناحیه مقدسه امام زمان(عج)
• اصلاح در نگاه حسینی و مهدوی
• یاران عاشورا و یاران دوران ظهور
• وظیفه عزادار در قبال امام زمان(عج)
• کربلا معبر انتظار
• ارتباط انتظار با عاشورا
• امام زمان(عج) در کلام امام رضا(ع)
• عاشورا و انتظار
• مهدویت در زیارت عاشورا
• امام مهدی(ع) و (اسحاق،لوط،یعقوب،یوسف،خضر)
• خونخواهی از دشمنان اسلام
• سوم شعبان و نیمه شعبان
• سیمای امام مهدی(ع) در کلام ائمه معصومین(ع)
• دو قیام حق طلبانه
• ارتباط امام زمان(عج) با امام حسین(ع)
• جانم فدای امام مهدی(عج)
• امام حسین(ع) و امام مهدی(عج)
• امام مهدی(عج) در کلام امام حسین(ع)
• حضرت فاطمه زهرا(س) و امام زمان(عج)
• حضرت زهرا(س) و امام مهدی(عج)
• یوسف زهرا(عج)
• پیامبر اعظم(ص) و امام عصر(عج)
• شباهت امام مهدی(عج) به رسول الله(ص)
• امام مهدی(عج) و (الیاس،ذوالقرنین،شعیب)
• شباهت امام مهدی(عج) به حضرت ابراهیم(ع)
• راز طول عمر امام عصر(عج) چیست؟
• رنگ و بوی گل نرگس(عج)
• اطلاعاتی در مورد امام مهدی(عج)
• تاریخ مهدویت
• ویژگی های صاحب الزمان(عج)
• میراث انبیاء(ع) در محضر صاحب الزمان(عج)
• امام مهدی(عج) ، میراث دار امیرالمومنین علی(ع)
• امام زمان(عج) وارث پیامبران
• امام مهدی(عج) ، میراث دار انبیاء
• ویژگی های عمومی امام عصر(عج)
• نشانه های ظاهری امام عصر(عج)
• یاوران و دشمنان امام مهدی(عج) در بیت المقدس
• سیمای امام مهدی(عج) در کلام نبوی
• سیمای ظاهری امام زمان(عج)
• طاووس بهشتیان
• ظاهر و جمال امام مهدی(عج)
• سیمای امام مهدی(عج) در قرآن
• القاب امام مهدی(عج)
• بررسی چند حدیث مشهور مهدویت
• آشنایی با واژگان مهدویت
• (قیام) در شنیدن (قائم آل محمد) برای چیست؟
• چرا به امام مهدی(عج) قائم گفته می شود؟
• بقیة الله فی ارضه و حجته علی عباده
• چرا امام زمان(عج) را اباصالح می خوانیم؟
• لیست القاب و کنیه های امام زمان(عج)
• بررسی لقب های امام زمان(عج)
• به کدامین نام بخوانمت؟
• حکم تسمیه و ذکر نام شریف امام زمان(عج)
• ذکر نام امام مهدی(ع)
• صبح امید
• منجی عالم بشریت ، امام مهدی(عج)
• حضرت صاحب الزمان(عج)
• مطلبی کوتاه پیرامون امام عصر(عج)
• دعای شب و آه سحر
• تولد و زندگی امام زمان(عج)
• بررسی مسائل مهدویت
• ولادت امام عصر(عج) در دید شیعه و اهل سنت
• میلاد موعود
• حضرات سوسن(س) ، نرگس(س) ، حکیمه(س)
• طلیعه مهدوی
• بهار در بهار(مهدویت)
• مختصری از زندگانی امام عصر(عج)
• تبارشناسی امام مهدی(عج) و پاسخ به شبهات
• گل نرگس ، امام مهدی(عج)
• عجب ازدواجی
• توجهی به تاریخ روم ، و مادر امام زمان(عج)
• شرایط اجتماعی زمان میلاد امام مهدی(عج)
• امام زمان(عج) در کلام امام جعفر صادق(ع)
• از تولد تا غیبت امام مهدی(عج)
• راه سبز مهدوی
• امام زمان(عج) در کلام امام محمد باقر(ع)
• بهار مهدوی
• امام مهدی(عج) گل هستی
• در منابع اهل سنت ، مسئله مهدویت
• بررسی احادیث عدالت مهدوی
• تحقیقی در احادیث مهدویت
• امام مهدی(ع) درکلام نبوی(ص)
• بشارت دادن ها به امام مهدی(ع)
• حضرت مهدی(عج) کیست؟
• چشم به راه (حجت) ، در آرزوی (منجی)
• امام مهدی(عج) محبوب خدا و اولیای خدا
• استقبال از نیمه شعبان، ولادت امام زمان(عج)
• امام مهدی(عج) مظهر کمال
• امام مهدی(عج) وارث ودایع امامت
• امام مهدی(عج) (در مناقب خوارزمی)
• مطالبی در مورد مهدی صاحب الزمان(عج)
• بررسی کتاب الامامه و تبصره من الحیره
• بررسی روایتی درباره مادر امام زمان(عج)
• چهل حدیث پیرامون امام زمان(عج)
• آمار تعداد روایات مهدویت در کتب اصلی اهل سنت
• مختصری پیرامون امام مهدی(عج)
• روایات امام مهدی(عج) در صحاح سته اهل سنت
• حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) و روایات مهدویت
• اهل بیت(ع) مشتاق دیدار امام مهدی(عج)
• امام خمینی(ره) و اندیشه شیعه در عصر غیبت
• امتحان مردم در عصر غیبت

• نیابت عام امام زمان(عج) در غیبت کبری
• نایب خاص (ایرانی) امام زمان(عج) کیست؟
• نواب اربعه امام مهدی(عج)
• بررسی سفارت و نیابت خاصه امام زمان(عج)
• چهار نایب خاص امام مهدی(عج) ، در غیبت صغری
• آثار و برکات امام غایب ، امام مهدی(عج)
• غیبت امام مهدی(عج) ، در روایت امیرالمومنین(ع)
• نقش نواب خاص در غیبت صغری امام زمان(عج)
• راز زندگی پنهان امام زمان(عج)
• غیبت امام مهدی(عج) ، از منظر شهید صدر دوم
• چرا امام زمان(عج) غایب است؟
• فلسفه غیبت امام زمان(عج) چیست؟
• دلایل غیبت امام مهدی(عج)
• ارتباط با امام مهدی(عج) در غیبت
• خورشید پنهان (امام زمان(عج))
• پرتو افشانی های خورشید مهدویت
• آفت های غفلت در عصر غیبت امام مهدی(عج)
• منافع وجودی امام مهدی(عج) در دوران غیبت کبری
• چند روایت پیرامون امام زمان(عج)
• امام زمان(عج) در کلمات و دعاهای امام سجاد(ع)
• تشرف حسن بن مثله جمكرانى محضر امام(عج)
• دستورعمل امام زمان(عج) به آیت الله مرعشی

• آیا تشرف خدمت امام زمان(عج) ممکن هست؟
• جملات امام مهدی(عج) در توقیعات و نامه ها
• بررسی تشرفات محضر امام زمان(عج)
• نقش توقیعات امام زمان(عج) در غیبت صغری
• توقیعات ائمه(ع) ، قبل از امام مهدی(عج)
• آشنایی با توقیعات و نامه های امام زمان(عج)
• توقیع امام مهدی(عج) برای نائب اول و نائب دوم
• توقیع امام زمان(عج) به احمد بن اسحاق(ره)
• شفای فلج مبتلا به (ام اس) در مسجد جمکران
• حکایت شفای یک بیمار ، توسط امام زمان(عج)
• جلوه های مهربانی امام زمان(عج)
• گریه امام زمان(عج) در مصائب حضرت عباس(ع)
• دیدن امام زمان(عج) در رویای صادقه و در مکاشفه
• ماجرای ملا اشرفی مازندرانی و امام زمان(عج)
• طی الارض استرآبادی در دیدار با امام زمان(عج)
• ملاقات آیت الله مرعشی(ره) با امام زمان(عج)
• ماجرای علامه حلی(ره) و امام زمان(عج)
• ماجرای شیخ حسن کاظمینی و امام زمان(عج)
• برخی از عنایات امام زمان(عج) به علماء و عرفاء
• وظیفه مبلغان در مورد امام زمان(عج)
• عنایات امام زمان(ع) به شیخ صدوق(ره)
• ما منتظر واقعی امام زمان(عج) نشده ایم
• تشرف حاج علی بغدادی محضر امام زمان(عج)
• تشرف شیخ اسماعیل نمازی خدمت امام زمان(عج)
• شفا گرفتن آن مرد کاشانی توسط امام زمان(عج)
• امام زمان(عج) و ماجرای نجات حاج رضا هرندی
• تشرف علی بن مهزیار اهوازی محضر امام زمان(عج)
• امام زمان(عج) و حکایت پریشانی آیت الله نائینی(ره)
• ماجرای توسل شهید اندرزگو به امام زمان(عج)
• توسل به امام زمان(عج) و حکایت شیخ مرتضی زاهد
• تشرف آیت الله بافقی(ره) خدمت امام زمان(عج)
• ماجرای تفسیر اطیب البیان و امام زمان(عج)
• امام زمان(ع) و امتحان گرفتن از مردم حله عراق
• توجهات امام زمان(ع) در جبهه های دفاع مقدس
• ادعاها و واقعیت ها در ملاقات با امام زمان(ع)
• حدیثی که صاحب الزمان(عج) از آن خبر داد
• معجزه های امام زمان(عج)
• ماجرای مرد صابونی و راه رفتن روی آب
• ابوالحسن ضراب اصفهانی و امام زمان(عج)
• حکایت سید بحرالعلوم و امام زمان(عج)
• امام زمان(عج) فرمودند : مثل ایشون باشید
• معجزات امام مهدی(عج)
• امام زمان(عج) و ماجرای شفای نابینا
• ماجرای پیرمرد قفل ساز و امام زمان(عج)
• تشرف حاج مومن شیرازی خدمت امام زمان(عج)
• توسل به امام زمان(عج) و شفای نوجوان اهل سنت
• امام زمان(عج) و شهید آیت الله اشرفی در سومار
• سرباز امام زمان(عج) و آزاد کردن تپه شهدا
• امام زمان(عج) فرمود: نماز اول وقت یادت نرود
• تشرف محمد بن عیسی به محضر امام زمان(عج)
• توسل به امام زمان(عج) و نجات از مرگ حتمی
• تشرف شیخ عبد النبی اراکی محضر امام زمان(عج)
• شیخ زین العابدین و سید بحرالعلوم و امام زمان(عج)
• تشرف حیدر علی مدرس به محضر امام زمان(عج)
• تشرف شیخ محمد کوفی به محضر امام زمان(عج)
• مدعیان دروغین مهدویت در مصر و عربستان
• جمهوری اسلامی ، زمینه ساز ظهور و قیام
• موضوع رهبری در تاریخ غیبت کبری
• حکومت اسلامی در عصر غیبت
• ضرورت حکومت و ولایت فقیه در دوران غیبت
• دولت زمینه ساز برای ظهور و قیام امام زمان(عج)
• اداره جامعه در دوران غیبت امام زمان(عج)
• دلایل لزوم حکومت در عصر غیبت