ای چرخ غافلی که چه بیداد کرده ای
وز کین چها درین ستم آباد کرده ای
بر طعنت این بس است که با عترت رسول
بیداد کرده خصم و تو امداد کرده ای
ای زاده زیاد نکرده است هیچ گاه
نمرود این عمل که تو (شداد) کرده ای
کام یزید داده ای از کشتن حسین
بنگر که را ، به قتل که ، دلشاد کرده ای
بهر خسی که بار درخت شقاوت است
در باغ دین چه با گل و شمشاد کرده ای
با دشمنان دین نتوان کرد آنچه تو
با مصطفی و حیدر و اولاد کرده ای
حلقی که سوده لعل لب خود نبی بر آن
آزرده اش به خنجر فولاد کرده ای
ترسم تو را دمی که به محشر برآورند
از آتش تو دود به محشر درآورند

اشعار ترکيب بند محتشم کاشان

12بند محتشم

اللهم صلي علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم

کلمات کليدي : محتشم،محتشم کاشاني،اشعار محتشم،اشعار محتشم کاشاني،ترکيب بند محتشم کاشاني،ترکيب بند محتشم،مرحوم محتشم کاشاني،شعر،شعر باز اين چه شورش است،باز اين چه شورش است،نوحه و عزا،ماتم،اين کشته فتاده